منطق
دانشجويي پس از اينكه در درس منطق نمره
نياورد به استادش گفت: استاد ، شما
واقعا چيزي در مورد موضوع اين درس مي
دانيد؟ استاد جواب داد: بله حتما. در
غير اينصورت نميتوانستم يك استاد باشم.
دانشجو ادامه داد: بسيار خوب، من مايلم
از شما يك سوال بپرسم ،اگر جواب صحيح
داديد من نمره ام را قبول ميكنم در غير
اينصورت از شما ميخواهم به من نمره كامل
اين درس را
بدهيد. استاد قبول كرد و
دانشجو پرسيد: آن چيست كه قانوني
است ولي
منطقي نيست، منطقي است ولي قانوني
نيست و نه
قانوني است و نه منطقي؟
استاد پس
از تاملي طولاني نتوانست جواب
بدهد و مجبور شد نمره كامل درس را
به آن دانشجو بدهد. بعد از مدتي استاد با
بهترين شاگردش تماس گرفت و همان سوال
را پرسيد. و شاگردش بلافاصله جواب داد:
استاد شما 63 سال داريد و با يك خانم 35
ساله ازدواج كرديد كه البته قانوني است
ولي منطقي نيست. همسر شما يك معشوقه 25
ساله دارد كه منطقي است ولي قانوني
نيست.واين حقيقت كه شما به معشوقه همسرتان
نمره كامل داديد در صورتيكه بايد آن درس
را رد ميشد نه قانوني است و نه منطقي
به وب خاطرات منم سر بزنید
نظر یادتون نره
نوشته شده توسط ghazaleh در بیست و هشتم تیر 1388 ساعت 2:4 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام
من خودمم
شناختی؟؟؟
اااچرا؟؟؟؟
خودمم دیگه
غزاله
يه مامان دردش گرفت:
«تخم مرغ را شكستي»
«يك هو، بيرون جستي»
افتادي تو گهواره
چشمات نمي ديد،
گوشت نمي شنيد،
پاهات نمي رفت ،
دستانت نمي گرفت،
مغزت كار نمي كرد،
هيچ چي نمي فهميدي،
هيچ كس را نمي شناختي،
تو گهواره افتاده بودي،
فقط سه كار بلد بودي:
1- شير مكيدن،
2- زيرت شاشيدن،
3- گريه كردن!
صد سال گذشت،
چشمانت نمي بسنه،
گوشات نمي شنود،
پاهات نميره،
دستات نميگيره،
مغزت ديگه كار نميكنه،
هيچ چي نمي فهمي،هيچ كس رو نمي شناسي،
تو بسترت افتاده اي،
فقط سه كار بلدي:
1... ، 2... ، 3... !
بعد ميندازنت تو دل زمين،
باز خاك ميشي،
از تو هيچي نمي مونه،
«تو» مي موني،
آدميزاد دور مي زنه،
مثل زمين، مثل زمان،
مثل بهار، مثل همه چيز:
آب، گل ، درخت، زمين، ستاره، خورشيد،
منظومه ها، كهكشان ها، همه جهان!
هيچ بودي ، خاك بودي ،
دور زدي ، هيچ شدي ، خاك شدي،
از تو چيزي كه مي مونه:
كاري كه كردي مي مونه،
هر كاري كردي مي مونه،
كاري اگر كردي مي مي مونه،
_دكتر شريعتي_
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY